دیروز بابا رضا تماس گرفت و گفت که با عمو مرتضی و خاله آزاده میرن مهد دنبال نورا منم سریع کارهای اداره رو تمام کردم و رفتم مهد دنبال نورا چون قرارمون اونجا بود دیدم نورا بغل عمو مرتضی ست و عمو مرتضای نورا میگه که رفته مهد نورا و گفته که نورا رو می خواد و اونا بهش دادن خیلی راحت نورا هم که احتمالاً‌از دیدن عمو مرتضی که اومده دنبالت کلی ذوق کرده احتمالاً‌نه که صد در صد دخترم ذوق کرده چون عاشق عمو مرتضاست

 و میگفت میخوام باهاشون برم خونشون گفتم نمیشه ما باید بریم خونه خودمون و استراحت کنیم با عمو مرتضی و خاله آزاده خداحافظی کردیم و رفتیم خونه پدر رفت بیرون و نورا موند با یه مامانه خسته اما دختر گلی سر حال بود چون طبق آماری که از مهد گرفتم از ساعت یک ظهر خواب بوده .

خلاصه من و نورا باهم تصمیم گرفتیم که بریم دنبال کارهامون با خاله روشی همکار مامانی رفتیم خیابون امام و خرید کردیم و خاله روشی برگشت خونه .

 من و نورا رفتیم خونه خاله پریسا شماره ٢ که نورا موهاشو کوتاه کرد و دخترم کلی خوشکل شد وای مثل گل شده یه گل خوشگل و قرمز عاشقتم مامانی برات میمیرم دلکم نفسم.

بعد زنگ زدیم و پدر اومد دنبالمون خاله پریسا خیلی خیلی اصرار کرد که ما برای شام بمونیم اما نمیشد چون مامان مهسا خرید داشت. توی راه خونه بودیم که خاله زهره زنگ زد و گفت که بیمارستانه و کورش به دنیا اومده .

تشویقمبارکه مبارکه نی نی گلی بدنیا اومده تشویق

من رفتم بیمارستان آریا پیش خاله زهره و نورا و بابابی رفتن که شام بگیرن. بعد اومدن دنبال من از بیمارستان که اومدم بیرون نورا سرش و از شیشه ماشین اورده بود بیرون و دستاشو باز کرده بود که منو بغل کنه

الهی قربونت برم مهربونم نفس مامان عاشقتم

منو بوسید و گفت مامانی خیلی دوست دارم

رفتیم فروشگاه زردکوه و خرید ماهیانه رو انجام دادیم و نورا گفت: مادر منو بزار توی این ماشینا و دورم بده توی فروشگاه و نشست توی یه چرخ دستی و با هم خرید میکردیم دخترم هم مارکهای خوب رو میشناسه و میگفت مادر از این بخر اونا خوب نیست و کلی توی خرید به من و پدر کمک کرد

شامپو و صابونش رو هم خودش انتخاب کرد و یه مسواک خوشکل هم انتخاب کرد و براش خریدم اینم از دختر گلی من

امروز که بعد از تایم کارم تا شب با نورا بودم خیلی حس خوبی داشتم با اینکه خیلی خسته بودم اما عالی بود

موقع شام هم نورا خانم یه رون مرغ زد تو رگ. دختر گلی عاشق رون مرغ و با لذت میخوره نوش جونت مامانم نفسم اگه استخون رون رو جدا کنیم ناراحت میشه باید بگیره تو دستش و بخوره و اینجوری خیلی دوست داره.

الهی قربون تک تک نفسهات برم. تمام درد و بلاهات بخوره توی نفسم عاشقتم دختر گلم.